مدیریت جهانی مهدوی

حرکت روبه کمال و بی وقفه جهان، نوید بخش شکوفایی همه استعدادهای به ودیعت نهاده شده درآن است. جهانی که درآن به سر می بریم و خود، بخش مهمی از آن هستیم، قابلیت های گوناگون و استعدادهای ارزنده ای دارد که فعلیت یافتن همه آنها، بهشتی فراتر از تصور را در برابر دیدگان ما نمایان می کند. بهشتی که آرمان های بلند و زیبای بشردر آن تحقق یافته و آرزوهای شیرینی همچون صلح، عدالت، امنیت، مهر، عشق و رفاه در آن برآورده می شود. انسان، که فشرده ای از قابلیت های گوناگون آفرینش است، واجد استعدادی است که با شکوفایی آن، همه کمالات بیکران خداوندی در جهان آشکار می شود و صد البته که وجود این استعداد است که تحسین و تبریک آفریدگار به خود را درپی داشته است که فرمود:«فتبارک الله احسن الخالقین».

بی شک تلاش انسان در شکوفا ساختن قابلیت های خود و جهان پیرامونش، نقشی اساسی در رسیدن به بهشت پیشگفته دارد، اگر چه در این بروز و ظهور، انسان را فقط ظرف قابل، و آفریدگارش را فاعل بدانیم. بنابراین اراده و تلاش آدمی، ظرف وجود او را برای نمایان ساختن کمالات بیکران خداوندی مساعد می سازد و آنگاه ذات خداوندی است که با اراده خویش، که در انسان کامل تجلی یافته یا خود انسان کامل است، قابلیت های نهفته در آدمی را آشکار ساخته و به فعلیت می رساند تا نمایشی از زیبایی های بی اندازه آفریدگارخود باشد. البته بروزو ظهور کمالات و زیبایی ها همیشه و به هر اندازه که باشد، وابسته به جریان لطف کمال مطلق از مجرای انسان است و هر قابلیتی به بهانه تلاش آدمی، با همین اراده و از همین مجرا تجلی می یابد، ولی شکوفایی همه استعدادها فقط و فقط با ظهور انسان کامل که مظهر یا ذات اراده الهی است، محقق می شود و بدون ظهور انسان کامل در مجتمع انسانی، بسیاری از استعدادهای جهان نهفته مانده و آشکار نمی شود.

بهشت موعود این کره خاکی، در پرتو کمال انسانی پدیدار می شود که همه کمالات خداوندی در وجودش قابل مشاهده است و صد البته که ظهور او در گرو مساعد شدن زمینه برای شکوفایی همه استعدادهای نهفته در جهان انسان و انسان جهان است که این، وظیفه- ای برای بشر در جهان پیش از ظهور شمرده می شود. آری بشر مکلف است زمینه را برای بروز و ظهور استعدادهای خود و جهان پیرامونش مساعد و آماده سازد تا به بهشت و آرمان های خویش دست یابد و برای این منظور، لازم است که قابلیت های خود و جهانی را که درآن زندگی می کند بشناسد تا قابلیت ها، امکان شکوفایی یابند. وظیفه او شناخت هر چه بیشتر خود و استعدادهای نهفته در خود است؛ چرا که بدون شناخت استعداد، شکوفا ساختن آن، ناممکن است. انسان شناسی، وظیفه امروز جهان بشریت است و هر کس به هر اندازه معرفت به این ظرفیت بی انتها پیدا کند، موظف است به دیگران هم بیا موزد. اگر اومانیزم غربی کوشید انسان را از خواری و حقارتی که در قرون وسطا بر او تحمیل شده بود، نجات داده و به منزلتی که شایستگی آن را داشت، برساند؛ ولی کوتاه بودن افق نگاهش به مادیت، تنها امکان شناخت انسانی جدای از آغاز و انجام را برایش فراهم کرد که بسیار کمتر و کوچکتر از حقیقت انسان بود و بدیهی است که با چنین شناختی، فقط لایق و شایسته شکوفایی این سطح از علم و تکنولوژی شد که نه فقط آرمان هایش رامحقق نساخت، که ازآسیب های جدی نیز مصونش نساخت، اکنون برما است بکوشیم انسان را آنگونه که هست بشناسیم و آنگاه به دیگران معرفی کنیم تا قابلیت شکوفایی همه استعدادهای او با ظهور اراده الهی وآخرین ذخیره خداوندی فراهم شود. اما شناخت قابلیت ها و استعدادهای انسان و جهان، چگونه ممکن است؟ این پرسشی است که پیش روی ما است و باید در پی پاسخ به آن باشیم.

شناخت هر واقعیتی، پس از توجه به آن و دقت در حقیقتش ممکن است. از آنجا که قابلیت ها، واقعیاتی پنهان هستند که با شکوفایی آشکار می شوند، پس برای شناخت آنها باید به شکوفایی آن ها دقت کرد. و البته شناخت این قابلیت بیکران، معادل و مساوی شناخت انسانی است که بیکرانگی در وجودش بروز کرده و به ظهور رسیده است. شناخت انسان کامل، مساوی شناخت واقعی ظرفیت آدمی است و شناخت این ظرفیت، شناخت خود و همان خودشناسی است و انسان با شناخت خود، به شناخت کمالات بیکران خداوندی نایل می شود که «من عرف نفسه، فقد عرف ربه». اگر انسان کامل شناخته نشود، آدمی خود را نشناخته است و جاهل به حقیقت خویش می ماند و چون بمیرد در مرگ جاهلی مرده است که «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میته جاهلیه» امید که ظرفیت های بیشمار و بیکران انسان، نزد همگان شناخته شود تا چشم منتظر جهان، روشنایی صبح ظهور را به زودی شاهد باشد.

والسلام

بهمن شریف زاده

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی استاد بهمن شریف‌زاده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *