متن کامل آخرین گفتگو با مرحوم محمد مددپور: ناگفته‌هایی که پس از ۸ سال منتشر می‌شود

احمد خالصی

اشاره

اسفند ماه بود و سرما و آلودگی رنج‌آور و جان‌کاه شهر بزرگ، پایتخت ایران، تهران.

قرار بود ویژه‌نامه و مجموعه‌ای منتشر کنیم در مورد جلال آل‌احمد و جهان‌بینی و ادبیات، و تاثیر ژرفش بر فرهنگ معاصر. با بزرگانی از نحله‌های گوناگون فکری گفتگو کردیم. طبیعی بود که از مفهوم «روشنفکری» و کتاب «غرب زدگی» نیز باید سخن می‌گفتیم.

می‌دانیم که کتاب غرب‌زدگی که در ابتدای دهۀ چهل شمسی و به صورت مخفیانه منتشر شد، در جامعۀ ملتهب و آماده و عطشناک آن روز، برد و تاثیری گسترده‌ای داشت. و می‌دانیم و جلال نیز خود گفته بود که اصطلاح «غرب‌زدگی» را از دکتر احمد فردید به وام گرفته است و همو متذکر شده که فردید برداشت معنایی جلال از این مفهوم را مقبول نمی دانسته. خب، پس غرب‌زدگی از دیدگاه دکتر فردید چه بود؟ در کتابهای منتشر شده در سالیان اخیر، از جمله مجموعه سخنرانی‌های این فیلسوف شفاهی معاصر یعنی فردید به این مطلب پرداخته شده، اما به نظر ما هنوز و چنان که باید و شاید، مفهوم غرب‌زدگی از دید دکتر فردید چندان واضح و شفاف نبود. با خود گفتیم با متفکری گفتگو کنیم که هم صاحب نظر و هم صاحب نظریه در باب روشنفکری و شخصیت جلال آل‌احمد است و هم شاگرد دکتر فردید بوده، و چه کسی بهتر از دکتر محمد مددپور!

Mad3

می‌دانستیم که انتساب شاگرد فردید بودن را بر نمی‌تابد و خود را تنها مستمع فردید می داند ولی نمی‌دانستیم که او نیز به زودی رفتنی خواهد بود! باری قراری گذاشتیم و در اتاقی تاریک و دلگیر در دفتر پژوهشگاه در حوزه هنری با هم سخن گفتیم. به خنده گفت باز هم در مکانی با هم قرار گذاشته‌ایم که باید از آن اسباب‌کشی کنیم و به همین دلیل، اتاق آشفته و شلوغ و درهم و برهم است. وگفت که در خانه مسکونی‌اش در تهران هم دچار مشکل شده و به تعبیر خودش در مورد اضافه بنا سرش کلاه گذاشته‌اند! به نزد یکی از اعضای شورای شهر تهران رفته و جز کنایه و پاسخ وهن‌آور، جوابی دریافت نکرده است. باری گفتگو تمام شد. اما هیچ گاه چاپ نشد!

معمولا بر چاپ مصاحبه‌هایش نظارتی نمی کرد. بی هیچ ویرایش و واهمه‌ای سخن می‌گفت و اصراری نداشت که نظارتی بر چگونگی چاپ آن‌ها داشته باشد، هر چند که در همین مورد هم دلگیری شدیدی از بعضی ژورنالیست‌ها داشت! اما آن روز دگرگونه بود. جو غالب جامعه در آن هنگام، بحران زده بود. از افرادی سخن گفت و نام افراد معاصر و در قید حیاتی را آورد که در مقطعی یا مقاطعی از تاریخ معاصر ما، تاثیرگذار بودند. بحث پراکنده شده بود. لاجرم توافق کردیم که قبل از چاپ، نظارت و حذف و اضافه بر عهده او باشد. اما و اما …

چند روز گذشت. سال عوض شد. عید و بهار و سبزه و ترقص درختان. تلویزیون خبر می‌داد. از مرگ سید جلال آشتیانی خبر داد. آخرین بازمانده از سلسله بزرگ حکما و فلاسفه سنتی. و بعد خبری دیگر « دکتر محمد مددپور به دلیل تصادف، به دیار باقی شتافت»

گویا برای برگزاری آئین سال نو عازم زیارت امامزادهای در زادگاه خود بوده و …

باری آن گفتگو جایی منتشر نشده، تا سال‌ها و تا الان.

ناگزیر شدم بخش‌هایی از گفتگو را حذف کنم، برخی اسامی، و برخی مباحث را. اما بیشتر از همه و سخت‌تر از همه به دلایلی پرسش‌هایم را حذف کردم تا سخن او پیوسته‌تر باشد. تلاش داشتم لحن و شیوه بیان محاوره‌ای و نوع گفتار مقطّع و به تعبیر بعضی‌ها درشت او را حفظ کنم. صراحت و شفافیت بیان او، باعث همین تصمیم و پای‌بندی‌ام شد. گویی که می‌دانست فرصت چندانی ندارد و باید آخرین سخنان خود را بیان کند. باید مرزبندی‌هایش را تصریح می کرد.

قرار بود محور گفتگو جلال آل‌احمد و کتاب غرب‌زدگی باشد اما رشتۀ سخن از دست هر دوی ما در می‌رفت و من به کرّات مجبور شدم به جلال برگردم. من اما نمی‌دانستم مجال چنین کوتاه است.

طبیعی بود که سخن از غرب‌زدگی و دکتر فردید آغاز شود. و حساسیت ویژه او عیان شد که اعتقاد داشت برخلاف تصور همگان، تفکر دکتر فردید در جامعۀ فرهنگی و سیاسی ایران نه پیاده شد و نه حتا رسمیت یافت. اما بحث شد از تفاوت تبیین غرب‌زدگی توسط آل‌احمد و غرب‌زدگی از دید دکتر فردید که بانی و واضع این اصطلاح تاثیرگذار در تاریخ و فرهنگ معاصر بود. برداشت تند و شدیدی داشت از کار جلال و تاثیر اجتماعی او، اما و اما تاکید داشت که این تاثیرات به زعم او نامطلوب، ناخواسته بوده و تاکید و عنایت داشت بر شخصیت ارزشمند و متعهد آل‌احمد و دکتر علی شریعتی. موضعگیری‌های شفاف و واضح و مرزبندی دقیق و قاطعی داشت با چهره های شاخص فرهنگ روزگار، کسانی چون آل‌احمد – دکتر علی شریعتی- داریوش شایگان- سید حسین نصر- داریوش آشوری- احسان نراقی و علی حاتمی، فیلم ساز شاعر.

1582_1_559

و البته افراد و اشخاص دیگری که به دلایلی نامشان در گفتگو برده شد ولی در این متن نامشان نیامده! اما باکی نیست. انبوه موضع‌گیری‌های او نشانگر چه بود؟ غلبه سیاست بر اندیشه؟ یا واکنشی اندیشمندانه به اوضاع پر کشمکش و پر تلاطم و پر هیاهوی جامعه اندیشگی سیاست زده؟ کدام یک؟؟

سخن از افراد بود و مفاهیم و مباحث مطروحه در آن روزگار و امروز: از مدرنیته- پست مدرنیسم- از نسبت تدیّن و سنت گرایی با پست مدرنیسم- نسبت پست و مدرنیته- از اتهام یا انتساب یا تعلق خاطر هایدگر به فاشیسم- از به سر عقل آمدن سرمایه‌داری- از تفکر یوتوپیایی و چگونگی رسمیت یافتن یک تفکر- از روشنفکری، منورالفکری و روشنفکری دینی.

صریح و بی‌ابهام سخن می گفت. بصیرت‌های او گه‌گاه در زیر پوشش صراحت بیان و روشنایی سخن مخفی می‌ماند. از مردم‌گرایی عامیانه سخن گفت و از نگاه عوامانه و پوپولیسم منفی. در عین حال توجه و تاکید فراوان و مداوم داشت بر ارزشمندی باقی ماندۀ دیانت و معنویت در مردم جهان. نسبت به رفتارهای اجتماعی مردم انتقاد داشت و بی واهمه از مقایسه هم گریز نمی کرد.

از تابو و بت دموکراسی گفت. هر چند او نگفت اما می‌دانیم که انتقاد و تحلیل او از مفهوم دموکراسی حداقل تا دو هزار و پانصد سال پیش نزد افلاطون، آن حکیم الهی هم ریشه و پیشینه دارد، تا امروز که پارادوکسیکال بودن دموکراسی در دوران پست مدرن، کاملا عیان و برملا شده است.

با تمام تلخی انتقاداتش، اما بد‌‌ بین و مایوس نبود. امیدی داشت فراتر از امیدهای روزمره اجتماعی و سیاسی و مقطعی. روشنایی دل و امیدی داشت فرازمانی و آسمانی. به نظر می رسید منظرش حتا فراتر از امید و آرزو و ایده‌ آل باشد. گویا اطمینان داشت، نوعی یقین قلبی.

از شرق و غرب سخن گفته شد و او همچنان به شرق امید داشت. شرقی که با تمام اعوجاج‌ها و انحراف ها، از دید او همچنان شرقی بود مبتنی بر نور وحی و تدین والاهیات، و در مقابل غرب که بر عقل خود‌ بنیاد و خرد‌ حسابگر بنا شده است. از اساطیر‌الامانی ادیان گفت، و نکته شگفت انگیز و خلاف‌آمد عادت و عکس جریان و مد زمانه اینکه، دکتر محمد مددپور به امتناع گفتگوی موثر شرق و غرب باور داشت! سد باب مفاهمه ای می دید عبور ناپذیر. و این خود نکتۀ بدیعی بود.

اما در تعامل و ترابط فرهنگی با غرب، به واژه سازی چندان تمایل نداشت و به ضرورت معادل یابی از فرهنگ غنی سنتی باور داشت و وام گیری اصطلاحات فلسفی و حکمی از قدمای متفکر به ویژه متفکران و حکمای حکمت انسی.

متن کامل مصاحبه در ادامه می‌آید. این مصاحبه پیش از این در ۷ قسمت در سایت الف منتشر شده است.

ادامه خواندن Continue reading